آنچه در مهرسای 2 گذشت…
مهرسا، رویدادی در دل طرح «همچو فرزندم» بود که با هدف حمایت از تحصیل کودکان شکل گرفت؛ فرصتی برای کنار هم بودن و سهیمشدن در آینده آنها.
قصه این همراهی از همان ورودی آغاز میشد؛ جایی که نام «همچو فرزندم» و «مهرسا» روی دیوار نقش بسته بود و چند قدم آنطرفتر، تصاویر کودکان، مهمانان را به تماشای زندگیشان دعوت میکرد.
پس از ثبتنام، وارد تالاری تاریک میشدیم؛ جایی که روشناییاش از تصویر بچهها میآمد. دهها نمایشگر، گوشههایی از زندگی کودکان را پیش چشممان میگذاشتند. میان تصویرها و توضیحات همراهان مجموعه، با قصه ۱۳۵ مدرسه آشنا میشدیم؛ با دشواریهای درسخواندن و تلاشی که برای ادامه تحصیل هزاران کودک جریان داشت.
پلهها را که بالا میرفتیم، جملهها در مسیر همراهیمان میکردند: «قدمی بردار»، «دستی را بگیر»، «مهری را بباران». تصویر بچهها هنوز در ذهنمان بود که به سالن میرسیدیم؛ جایی پر از رفتوآمد، گفتوگو و شور حضور آدمها. غرفههای برندها کنار هم قرار گرفته بودند و مهمانان میانشان میگشتند و خرید میکردند.
در میان شلوغی سالن، غرفه «همچو فرزندم» محل شکلگرفتن پیوندی تازه بود. آدمها آنجا هزینه یک سال تحصیل کودکی را میپذیرفتند و شناسنامه حمایتشان را دریافت میکردند. قصهای که در اتاق نمایش دیده بودند، حالا به تصمیمی برای همراهی رسیده بود.
بعد، آینه کوچکی به دستشان داده میشد. هرکس نیت یا جملهای از دلش روی آن مینوشت و آینهاش را به دیوار میچسباند. هر دستنوشته، حرفی شخصی داشت و هر آینه، نشانی از همراهی با یک کودک بود.
دیوار، آرامآرام پر میشد. هر بار که از کنارش میگذشتیم، آینههای تازهای به آن اضافه شده بود؛ دایرههای کوچک طلایی و نقرهای که نور و چهره حاضران را بازتاب میدادند. با کنار هم نشستن آینهها، حاصل همراهی آدمها پیش چشممان شکل میگرفت.
صدای مجری هر چند وقت یکبار در سالن میپیچید و از ثبت حمایتهای تازه خبر میداد. با هر چند شناسنامه، جشنی کوچک برپا میشد و شادی میان حاضران میچرخید. هر آینه تازه روی دیوار، دلیلی دیگر برای خوشحالی بود؛ چون کودکی دیگر، برای ادامه تحصیلش همراهی پیدا کرده بود.
بیرون سالن، سمت راست، غرفههای کافه و رستوران فرصتی برای نشستن و ادامه گفتوگوها فراهم کرده بودند. سمت چپ، آینهها دوباره به چشم میخوردند؛ زیر عنوان «قصه بازتاب لبخندها». بعد از دیدن آنهمه دستنوشته و همراهی، این عبارت معنای بیشتری پیدا کرده بود. آینه، نماد مهرسا بود و حالا در انعکاس آن، میشد سهم هر همراه را در این اتفاق دید.
در پایان مهرسا، بیش از 1700 دانشآموز تحت حمایت تحصیلی قرار گرفته بودند.